تبلیغات
وبلاگ گردآوری مقالات
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389  01:44 بعد از ظهر    ویرایش: - -
توسط: حسین

خدا بود و دیگر هیچ نبود،‌ خلقت هنوز قبای هستی بر عالم نیاراسته بود، ظلمت بود، جهل بود، عدم بود، سرد و وحشتناک، و در دایره امکان‌ هنوز تکیه‌گاهی وجود نداشت. خدا کلمه بود، کلمه‌ای که هنوز القاء‌ نشده بود. خدا خالق بود، خالقی که هنوز خلاقیتش مخفی بود.خدا رحمان و رحیم بود، ولی هنوز ابر رحمتش نباریده بود. خدا زیبا بود، ولی هنوز زیبایی‌اش تجلی نکرده بود. خدا عادل بود، ولی عدلش هنوز بروز ننموده بود. خدا قادر و توانا بود. ولی قدرتش هنوز قدم به حوزه عمل نگذاشته بود. در عدم چگونه کمال و جلال و جمال خود را بنمایاند؟ در سکوت چگونه کلمه زاییده شود؟ در جمود چگونه خلاقیت و قدرت تظاهر کند؟ عدم بود، ظلمت بود، سکوت و جمود و وحشت بود. اراده خدا تجلی کرد، کوه‌ها، ‌دریاها، آسمان‌ها و کهکشان‌ها را آفرید. چه انفجارها، چه طوفان‌ها، چه سیلاب‌ها،‌ چه غوغاها که حرکت اساس خلقت شده بود و زندگی با شور و هیجان زائدالوصفش به هر سو می‌تاخت. درخت‌ها،‌ حیوان‌ها و پرنده‌ها به حرکت درآمدند. جلال، بر عالم وجود خیمه زد و جمال، صورت زیبایش را نمایان ساخت.‌ وکمال، اداره این نظام عجیب را به عهده گرفت. حیوانات به جنب و جوش و پرندگان به آواز درآمدند، و وجود نغمه شادی آغازکرد و فرشتگان سرود پرستش سردادند.

آن‌گاه،‌ خدا انسان را از «حماء‌ مسنون» - گل تیره رنگ - آفرید و او را بر صورت خویش ساخت، و روح خود را در او دمید و این خلقت عجیب را در میان غوغای وجود رها ساخت.

انسان،‌ غریب و ناآشنا، از این همه رنگ‌ها ، شکل‌ها، حرکت‌ها و غوغاها وحشت کرد، و از هر گوشه به گوشه‌ای دیگر می‌گریخت، و پناه‌گاهی می جست که در آن با یکی از مخلوقات هم رنگ شود و در سایه جمع استقرار بیابد و از ترس تنهایی و شرم بیگانگی و غیر عادی بودن به درآید.

به سراغ فرشتگان رفت و تقاضای دوستی و مصاحبت کرد، همه با سردی از او گذشتند و او را تنها گذاشتند و در جواب الحاح پر شورش سکوت کردند. انسان وحشت زده و دل شکسته با خود نومیدانه می‌گفت: مرا ببین، یک لجن خاکی می‌خواهد انیس فرشتگان آسمان شود! و آن‌گاه با عتاب به خود می‌گفت: ای لجن! چطور می خواهی استحقاق هم‌نشینی فرشتگان را داشته باشی؟ و سرشکسته وخجل، گریخته در گوشه‌ای پنهان شد،‌ تا کم‌کم توانست بر اعصاب خود مسلط شود و از زاویه خجلت، بیرون آید و برای یافتن دوست به مخلوقی دیگر مراجعه کند.

پرنده‌ای یافت در پرواز، که بال‌های بلندش را باز می‌کرد و به آرامی در آسمان‌ها سیر می‌نمود، خوشش آمد و از این‌که این پرنده توانسته خود را از قید زمین خاکی آزاد کند، شیفته شد. اظهار محبت کرد و تقاضای دوستی نمود و گفت: آیا استحقاق دارم که هم پرواز تو باشم؟ اما پرنده جوابی نداد و به آرامی از او گذشت و او را در تردید و ناراحتی گذاشت و او افسرده و سرافکنده با خود گفت: مرا ببین که از لجن خاکی ساخته شده‌ام، ولی می خواهم از قید این زمین خاکی آزاد گردم، چه آرزوی خامی، چه انتظار بی‌جایی. به حیوانات نزدیک شد، هر یک بلاجواب از او گذشتند و اعتنایی نکردند، خود را به ابر عرضه کرد و خوش داشت همراه تکه های ابر بر فراز آسمان‌ها پرواز کند، اما ابر نیز جوابی نداد و به آرامی گذشت. به دریا نزدیک شد و طلب دوستی کرد، اما دریا با سکوت خود طلب او را بلا‌جواب گذاشت. او دست به دامن موج شد و گفت: آیا استحقاق دارم که همراه تو بر سینه دریا بلغزم، از شادی بجوشم و از غضب بخروشم، و بر چهره تخته سنگ‌های مغرور سیلی بزنم و بعد تا به ابدیت خدا پیش بروم و در بی نهایت محو گردم؟ اما موج بی اعتنا از او گذشت و جوابی نداد. انسان دل‌شکسته و ناراحت، روی از دریا گردانید و به سوی کوه رفت و از جبروت عظمتش شیفته شد و تقاضای دوستی کرد . کوه، جبروت کبریایی خود را نشکست و غرور و جلالش اجازه نداد که به او نگاهی کند،‌ انسان دل‌شکسته و ناامید سر به آسمان بلند کرد،‌ از وسعت بی‌پایانش خوشحال شد و با الحاح طلب دوستی کرد. اما سکوت اسرارآمیز آسمان به او فهماند که تو لجن خاکی استحقاق هم‌نشینی مرا نداری. به ستارگان رجوع کرد، ولی هریک بی اعتنا گذشتند و جوابی ندادند. انسان به صحراهای دور رفت و خواست در کویری تنها زندگی کند و تنهایی خود را با تنهایی کویر هماهنگ نماید و از تنهایی مطلق به درآید، ولی کویر نیز با سکوت سرد و سوزان خود انسان آشفته و مضطرب را سر‌گردان باقی گذاشت.

انسان،‌ خسته، روح‌مرده، پژمرده، دل شکسته، وحشت‌زده و مأیوس، ‌تنها،‌ سر به گربیان تفکر فرو برد، و احساس کرد که استحقاق دوستی با هیچ مخلوقی را ندارد، او از لجن است، لجن متعفن، از پست‌ترین مواد و هیچ‌کس او را به دوستی نمی پذیرد. آن‌گاه صبرش به پایان رسید، ضجه کرد، اشک فرو ریخت،‌ و از ته دل فریاد برآورد: کیست که این لجن متفعن را بپذیرد؟ من استحقاق دوستی کسی را ندارم،‌ من پستم، من ناچیزم، من بدبختم، من گناهکارم، من روسیاهم، من از همه‌جا رانده شده‌ام،‌ من پناه‌گاهی ندارم، کیست که دست مرا بگیرد؟ کیست که ناله‌های مرا جواب بگوید؟ کیست که بدبختی مرا ملاحظه کند؟ کیست که مرا از تنهایی به درآورد؟ کیست که به استغاثه من لبیک بگوید؟

ناگهان طوفانی به پا‌شد،‌ زمین به لرزه در‌آمد، آسمان غریدن گرفت، برق همچون تازیانه‌های آتشین،‌ برگرده آسمان کوفته می شد، گویی که انفجاری در قلب عالم به وقوع پیوسته است،‌ صدایی در زمین و آسمان طنین انداز شد که از هر گوشه و از دل هر ذره و از زبان هر موجود بلند گردید:

ای انسان، تو محبوب منی، دنیا را به خاطر تو خلق کرده‌ام، و تو را بر صورت خود آفریده‌ام، و از روح خود در تو دمیده‌ام، و اگر کسی به ندای تو لبیک نمی گوید،‌ به خاطر آنست که هم‌طراز تو نیست و جرأت برابری و هم نشینی با تو را ندارد، حتی جبرئیل، بزرگ‌ترین فرشتگان، ‌قادر نیست که هم‌طراز تو شود، زیرا بالش می سوزد واز طیران به معراج باز می ماند.

ای انسان ، تنها تویی که زیبای را درک می کنی، جمال و جلال و کمال، تو را جذب می کند. تنها تویی که خدای را با عشق ـ نه با جبر ـ پرستش می کنی. تنها تویی که در تنهایی نماینده خدا شده‌ای. ای انسان تنها تویی که قدرت و خلاقیت خدا را درک می کنی.‌ تنها تویی که غرور می‌ورزی و عصیان می‌کنی و لجوجانه می جنگی وشکسته می‌شوی و رام می‌گردی و جلال و جبروت خدا را با بلندی طبع و صاحب نظری خود درک می کنی. تنها تویی که فاصله بین لجن و خدا را قادری بپیمایی و ثابت کنی که افضل مخلوقاتی. تنها تویی که باکمک بال‌های روح به معراج می روی.‌ تنها تویی که زیبایی غروب تو را مست می‌کند و از شوق می‌سوزی واشک می‌ریزی.

ای انسان، خلقت در تو به کمال رسید،‌ و کلمه در تو تجسد یافت، و زیبایی با دیدگان زیبابین تو ظهور کرد‌ و عشق با وجود تو مفهوم و معنی یافت و خدایی خود را در صورت تو تجلی کرد.

ای انسان، تو مرا دوست می‌داری و من نیز تو را دوست می دارم. تو از منی و به سمت من باز می گردی.

http://movj1371.mihanblog.com

   


نظرات()   
سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  02:47 بعد از ظهر    ویرایش: سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 09:19 بعد از ظهر
توسط: حسین
نوع مطلب: مقالات ،

 
بیشتر جوانان به دلیل واهمه از مشکلات اقتصادی و هزینه های بالا در تشکیل خانواده ،ازدواج را به تاخیر انداخته تا پس از جمع آوری و اندوخته کردن مال و اطمینان کامل گام پیش نهند که باید به جوانان گفت که روزی دست خداست.  

این جمله را شاید از طرف پدر و مادر و اقوام به گوشتان خورده باشد"مگه ماها که ازدواج کردیم اولش چی داشتیم"!"روزی دست خداست."

 

در حال حاضر جوانان مشکلات اقتصادی و مستقل نبودن را سد راه ازدواج و تشکیل خانواده می دانند و برگزاری مراسم و هزینه های سنگین و  توقعات طرف مقابل با داشتن یک حقوق کارمندی کافی نمی دانند.

 

اگر جوانان به زندگی گذشتگان و پدر و مادرشان توجه داشته باشند همه آنها از زندگی در خانه پدربزرگان و دور هم با وسایل ابتدایی و ساده می گویند و بعد از چند سال و داشتن دو سه فرزند صاحب همه چیز از جمله خانه بزرگتر  و وسایل بهتر شدند.

جوانان باید از زندگی پدر و مادرها و کسانی که چند ساله ازدواج کردند می توانند درس بگیرند که زندگی ساده ولی با صبر و گذشت و به دور از افراط و تفریط ،  توانسته اند یک زندگی خوب و متوسط داشته باشند.

جوانان زمان ازدواج و داشتن زندگی مستقل را زمانی که خانه و ماشین و درآمد کافی برای برگزاری مراسم عروسی را داشته باشند می دانند و از ازدواج کردن واهمه دارند.

 

بیشتر جوانان به دلیل واهمه از یک زندگی مستقل،ازدواج را به تاخیر انداخته تا پس از جمع آوری و اندوخته کردن مال و اطمینان کامل گام پیش نهند.

 

اما اغلب این گونه دغدغه ها برای جوانان روا نیست، زیرا با حداقل ها نیز می توان زندگی را آغاز کرد،چون رزق و روزی در گرو ازدواج است.

در همین زمینه بسیاری از احادیت و آیات قرآنی آورده شده است،"خانواده تشکیل دهید که آن برای شما روزی آور است"و رسول اکرم(ص) در کلام شیرین دیگری می فرماید:"با زنان ازدواج کنید که آنان،ثروت و روزی می آورند."

 

پیامبر گرامی می فرماید:"به وسیله ازدواج روزی بیابید."

نه تنها عنایت الهی در ازدواج محسوس است، ازدواج عاملی است برای دستیابی به روزی.

 

اما نمی‏توان صرفا به دلیل کار یا شغل کم درآمد ، امر مهم ازدواج را نادیده گرفت و معیارهای مهم دیگر را فراموش کرد و نیاز به داشتن زندگی مشترک را فقط به دلیل نداشتن پول، کنار گذاشت. همان طور که در احادیث دیگر دیده‏ایم ، به فرموده پیامبر(ص) :" بی همسران را همسر دهید ، زیرا با این کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نیکو و روزی‏شان را زیاد می‏کند و به جوان‏مردی شان می‏افزاید". از این نکته بر می‏آید که به واسطه امر مهم ازدواج، خداوند، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسیله روزی است) ، یاری می‏کند.

درست است که برای تأمین اکثر نیازهای بشریت، پول مهم است، اما بعضی از تاخیر در ازدواج ها واقعا از بی پولی نیست بلکه راضی نبودن به آن اندازه دارایی است که می تواند یک زندگی دونفره ی ساده را تشکیل داد. 

دیدگاه کارشناسان و صاحب نظران نیز در این خصوص این است:"جوانان موانع اقتصادی را مهمترین مشكل ازدواج و ادامه تحصیل را مقدم بر امر ازدواج می‌دانند".

 

"مشكلات اقتصادی ، بالابودن هزینه تهیه جهیزیه ، میزان مهریه ، اجاره و خرید خانه ، بالابودن هزینه مراسم عروسی، مشكلات فرهنگی و موانع خانوادگی و اجتماعی را از دیگر موانع سد راه ازدواج جوانان می دانند".

"اما کارشناسان بر این باورند بهترین راه تامین هزینه‌های مربوط به ازدواج را تامین هزینه‌ها از سوی والدین، پس‌انداز و توان مالی شخصی، وام گرفتن از بانكها و صندوق‌های قرض الحسنه است و جوانان در آغاز زندگی می توانند به راحتی این مشکلات را حل کنند".

فلسفه رزق و روزی بعد از تشکیل خانواده در بین جوانان باید به یک باور اعتقادی تبدیل شود تا از ازدواج و تشکیل خانواده ترسی نداشته باشند.

برای حل بحران بالا رفتن سن ازدواج همه باید دست به دست هم بدهیم . هر کس در حد توان خود . اگر در حال حاضر جوانان کمی از سختگیری‏ها بکاهند و با دقت و به آسانی به آن بنگرند و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نیازهای یک خانواده ، خود را قانع کنند ، شرایط ازدواج را مهیا ساخته اند.

http://movj1371.mihanblog.com/

   


نظرات()   
دوشنبه 23 فروردین 1389  03:10 بعد از ظهر    ویرایش: سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 09:11 بعد از ظهر
توسط: حسین
نوع مطلب: ورزشی ،

بارسلونا 2 - 0 رئال مادرید

   


نظرات()   
یکشنبه 22 فروردین 1389  03:05 بعد از ظهر    ویرایش: - -
توسط: حسین
نوع مطلب: ورزشی ،

سرمربی من یونایتد پس از تساوی در "اوود پارک" مقابل بلکبرن گفت کار تیم منچستریونایتد برای کسب چهارمین قهرمانی پیاپی رقابت های لیگ برتر به مشکل برخورد.


  منچستریونایتد که تا هفته گذشته صدرنشین رقابت های لیگ برتر فوتبال انگلستان بود، روز گذشته در چارچوب هفته سی و چهارم لیگ برتر مقابل بلکبرن متوقف شد تا با توجه به شکست مقابل چلسی، بخت قهرمانی این تیم در رقابت های این فصل کمرنگ شود.

 بر پایه گزارش تایمز آنلاین، فرگوسن در این خصوص گفت: من فکر می کنم قهرمانی از دست ما لیز خورد. از این پس بسیار مشکل است تا بتوانیم قهرمان رقابت های لیگ برتر شویم. چلسی یک بازی ساده مقابل بولتون دارد و چنانچه این بازی را ببرد اختلاف این تیم با ما در صدر جدول به چهار امتیاز می رسد.

 سرمربی من یونایتد افزود: وقتی شما در بازی هایی به این سادگی نمی توانید حریف خود را شکست دهید قهرمانی از دستتان می پرد.

 

http://football3.ir/news.do?itemid=20560

   


نظرات()   
یکشنبه 1 فروردین 1389  12:08 قبل از ظهر    ویرایش: سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 09:14 بعد از ظهر
توسط: حسین
نوع مطلب: مقالات ،

نوروز روز نو، روز تازه و روز جدیدى است اول فروردین، روز نو سال جدید آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جدید كه طراوت طبیعت آن را ترو تازه ساخته تبدیل مى گردد. این روز براى بسیارى از ملتها روز عید محسوب مى شود. عید به معنى بازگشت است كه از ریشه «عود» گرفته شده است.

به گفته راغب اصفهانى [1] عید به معناى بازگشت به وضعیت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نیز گفته مى شود.

عید یكى از بزرگترین و مهیج ترین مظاهر حیات اجتماعى یك ملت است.

با ما باشید تا پیرامون عید بیشتر بدانید.


 

اعیاد چهار نوع است

اول، اعیاد دینى مانند عید فطر و عید قربان كه مسلمانان جهان این روزها را عید مى گیرند.

دوم، اعیاد مذهبى مانند عید غدیر و عید نیمه شعبان كه شیعیان جشن مى گیرند.

سوم، اعیاد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار.

چهارم، عید طبیعى و تكوینى مانند عید نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود.

در اسلام روزهایى به عنوان عید اعلام گردیده است كه مهمترین آنها عبارتند از: اول شوال (عید فطر)، دهم ذیالحجه (عید قربان)، هیجدهم ذى الحجه (عید غدیر)، بیست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام این روزها به نوعى بازگشت به خویشتن و احساس مسوولیت و به انگیزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى.

بنابراین عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است كه این عید كودكان است. نه شربت و شیرینى و غذاهاى متنوع خوردن است كه این عید شكمبارگان است. نه به سیاحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه این عید ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عیاشى كردن است كه این عید بوالهوسان است. نه قاه قاه خندیدن و همدیگر را به مسخره گرفتن است كه این عید غافلان است و نه سبزه رویاندن و سفره هفت سین چیدن و آتش بازى كردن است كه این عید خرافه پرستان است.

هیچ كدام از اینها مفهوم عید از دیدگاه اسلام نیست كه عید اسلامى براى موفقیت در راه انجام وظیفه و تطهیر نفس و تصفیه جان از ناپاكیها و تمرین صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است.

و اگر بخواهیم عید نوروز براى ما یك عید واقعى باشد باید به ارزشهاى اسلامى این عید كه در سایه تعالیم اسلامى رنگ دینى پیدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عید كه احیاى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماییم در این جا مرورى داریم به ارزشها و ضد ارزشهاى عید نوروز.


 

نظافت و خانه تكانى

از ارزشهاى عید نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسیدن سال نو تحولى در زندگى خود ایجاد مى كنند و با خرید لباس نو تغییر ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.


 

غسل عید

از امام صادق(ع) روایت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تمیزترین لباسهاى خود را بپوش و به بهترین عطر خود را خوشبو كن و این روز را روزه بگیر. [2]

و به استناد این دستور بسیارى از فقها همچون: مرحوم نائینى، صاحب جواهر، آیت الله حكیم و امام خمینى(ره) غسل روز عید نوروز را به عنوان یك تكلیف مستحبى و یك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصیه قرار داده‏اند. [3]


 

نماز عید

شیخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحید» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتین). و در پایان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]


 

نظافت و لباس تمیز

نظافت و رعایت بهداشت و نیز پوشیدن لباس تمیز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظایف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثیابك و تطیب باطیب طیبك». [5]

تمیزترین لباست را بپوش و با بهترین عطرت خود را خوشبوى ساز.


 

دید و باز دید

یكى از ارزشهاى عید نوروز دیدوبازدید از بستگان، دوستان، همسایگان و بزرگان شهر و روستااست و دیدار جمعى از مصیبت دیدگان در سال گذشته.

در این دیدوبازدیدها از غمها و مشكلات یكدیگر آشنا مى شوند. چه بسیار كدورتهایى كه در این ایام با نگاهى دوباره فرو مى ریزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد

در این رابطه امام خمینى(ره) در یك سفارشى مى فرمودند: در ایام نوروز به مریضخانه ها بروید و احوال اینها را بپرسید. [6]


 

هدیه و عیدى

هدیه و عیدى دادن از رسوم معمول عیدهاست و در میان مردم معمول بوده است. در روایتى آمده است كه شخصى هدیه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: این هدیه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نیروزناكل یوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

اى خواجه چه جویى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

آقاى رحیمیان در كتاب سایه آفتاب مى نویسد: در روز عید نوروز به خدمت امام خمینى(ره) رسیدیم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى یك ریالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نیز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه این برنامه در نوروز سالهاى دیگر نیز تكرار مى شد. [7]

منتهى در این باب مى بایست از افراط و تفریط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرایط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى باید مورد توجه قرار گیرد. [8]


 

توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن این كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو یكى از اركان سفره عید است و نیز قرائت قرآن و بوسیدن آن در ساعات تحویل سال از جمله آداب سال تحویل است.


 

دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خیر وبركت، موفقیت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضایل انسانى از جمله آداب این روز مقرر گردیده است.

علامه مجلسى(ره) خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جدیده و انت ملك قدیم اسإلك خیرها و خیرمافیها و اعوذبك من شرها و شرمافیها و استلفیك موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاكرام.»

بارالها! این سال جدید است و تو خدایى ازلى و قدیم هستى. خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش مى‏آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...

محدث قمى رضوان الله علیه براى هنگام تحویل و لحظه حلول سال جدید این دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است:

«یا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]


 

روزه گرفتن

روزه گرفتن در عید نوروز یكى دیگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در این روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك الیوم صائما» آن را [10] بیان داشته است. امام خمینى(ره) و سید محمد كاظم یزدى و بسیارى از فقهایى كه بركتابهاى آنان حاشیه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإیید قرار داده‏اند. [11]


 

زیارت اهل قبور

رفتن به زیارت اهل قبور در آغازین روزهاى سال نو و نیز برگزارى مراسم تحویل سال در كنار قبور شهدإ از دیگر آداب دینى نوروز است.

تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحویل سال نو در آن مكانها نیز از جمله آداب نوروز مى باشد.

و بسیارى از ارزشهاى مثبت دیگر.

البته در حواشى این عید باستانى خرافاتى وجود دارد كه باید زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سین، شب نشینى ها و تشكیل جلسات آلوده اى كه بسیارى از مردم به بهانه شبهاى عید در عیش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمینه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرایط مبتذل، پخش موسیقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمایى و تفاخر در لباس و زینت، ریخت و پاش و اسرافكارى و بسیارى از ضد ارزشهایى كه در این ایام مطرح مى شود.

در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود:

1. هر تشكیلاتى در پایان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستیها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسیم و یك بازنگرى همه جانبه به گذشته خویش داشته باشیم. شخصى در روز عید نوروز مى گفت: این روز را به شما تبریك و تسلیت مى گویم. تبریك به جهت فرصتى جدید كه خدا به شما داده و تسلیت براى از دست دادن فرصتهایى كه داشته‏اى.

2. باید از گذران عمر و زمان و طبیعت درس گرفت. طبیعت بیدار شد و فعالیتش را دوباره آغاز كرد آیا ماهم بیدارشدیم، آیا درماهم تحول ایجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگیها پاكسازى شد، آیا قلبهاى ما نیز از زنگارهاى گناه و رذایل اخلاقى پاكسازى شد...؟

3. باید توجه نمود كه در سال جدید چه طرحى براى خودسازى خویش داریم؟

پى نوشتها:

[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر.

[1]. مفردات راغب.

[2]. «روى المعلى بن خنیس عن الصادق(ع) فى یوم النیروز، قال: اذاكان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابك و تطیب بإطیب طیبك و تكون ذلك الیوم صائما... » (وسایل الشیعه، ج 8، ص 172 و ؛173 میزان الحكمه، ج 7، ص 133.)

[3]. تحریرالوسیله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج‏5، ص‏41.

[4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏376.

[5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101.

[6]. صحیفه نور، ج 16، ص 80.

[7]. درسایه آفتاب، حسن رحیمیان، ص 228.

[8]. سى مقاله، ص 377.

[9]. همان؛ مفاتیح الجنان.

[10]. بحار، ج 56، ص 101.

[11]. تحریرالوسیله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.

 

 

   


نظرات()   
سه شنبه 25 اسفند 1388  10:53 بعد از ظهر    ویرایش: سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 09:16 بعد از ظهر
توسط: حسین
نوع مطلب: مقالات ،

یکی از آئینهای سالانه ایرانیان چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 

چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.


مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد.

 

 مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند.

 

 

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نیکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند.

 

 

در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم.در ایران كهن هر یك از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و یکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگیریم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد."

 

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( یا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در این پنج روز آتش روشن می کردیم تا روح نیاکانمان را به خانه هایمان دعوت کنیم."

 

"بنابراین، این آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ایران باستان است و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و این جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ایران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و یك شنبه و دوشنبه و ........نامیدن روز های هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه ای سامی و درآمده به زبان فارسی و در اصل "شنبد" بوده است.

 


"سور "در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن"،"مهمانی"و "سرخ" آمده است

    

مراسم چهارشنبه سوری 

 

بوته افروزی 

 

در ایران رسم است كه پیش از پریدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» كپه می كنند. با غروب  آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های  افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی  می خوانند.

زردی من از تو ، سرخی تو از من 

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا 

ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو / سرخی تو از من"

هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به  ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود  ببرد.

مراسم كوزه شكنی 

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،كمی نمك به علامت شور چشمی، و یكی سكه دهشاهی به نشانه تنگدستی در كوزه ای سفالین  می اندازند و هر یك از افراد خانواده یك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می كند و می گوید: «درد و بلای خانه را ریختم  به توی كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می كنند.   

همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی كه در محاسبه روز كبیسه رخ داد . این روز به 25 دسامبر انتقال یافت

 

فال گوش نشینی 

زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتكردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

   قاشق زنی

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

آش چهارشنبه سوری  

خانواده هایی كه بیمار یا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» یا «آش بیمار» می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری

زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام «آجیل چهارشنبه سوری» از دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

 

 گرد آوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس امیدورام دوستان عزیز با خواندن این مطالب قشنگی این رسم را با انجام كارهای خطرناك و استفاده از ترقه های خطرناك خراب نكنند 

مراسم دیگری مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد

 


 

   تحریف آیین چهارشنبه سوری

 

یافته های پزوهشی نشان می دهد كه تمامی آیین ها و یادمان هایی كه مردم ایران در هنگامه گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نیاكان ما در آمیخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، امید به زندگی ، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم ، در هیچكدام از این آیین ها دیده نمی شود .

 

بهتر است بگوییم ، كسانی كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند ، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف كرده اند

 

 

 

   


نظرات()   
یکشنبه 9 اسفند 1388  09:01 بعد از ظهر    ویرایش: سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 09:17 بعد از ظهر
توسط: حسین
نوع مطلب: ورزشی ،

انتقام استیل‌آذین از استقلال در جشنواره گل آزادی

تیم فوتبال استیل آذین در دیداری پرگل و جذاب 5 بر 4 استقلال را شکست داد.


 این دیدار در چارچوب مرحله یک هشتم جام حذفی از ساعت 15:30 در ورزشگاه آزادی و در حضور حدود 15 هزار تماشاگر برگزار شد.
فرهاد مجیدی در دقیقه 23، سیاوش اکبرپور در دقیقه 75،حنیف عمران زاده در دقیقه 78 و جان واریو در دقیقه 80 برای استقلال گلزنی کردند و حنیف عمران زاده مدافع استقلال در دقیقه 27 به اشتباه دروازه تیم خودی را باز کرد. مهدی مهدوی‌کیا در دقیقه 57 ، حسین کعبی در دقیقه 62 و علی کریمی در دقیقه 86 از روی نقطه پنالتی گل‌های استیل آذین را به ثمر رساندند تا بازی با تساوی 4 بر 4 به وقت اضافی کشیده شود. هادی شکوری در دقیقه 93 یک دیگر برای استقلال زد که کمک داور آن را آفساید اعلام کرد.

 رضا نوروزی در دقیقه 105 گل پنجم استیل آذین را به ثمر رساند تا ماراتن زیبای فوتبال در جام حذفی را استیل آذین ببرد. این تیم دو مرتبه در لیگ برتر از استقلال شکست خورده بود و این بار انتقام گرفت.

 تورج حق‌وردی داور مسابقه به حنیف عمران زاده،خسرو حیدری و کیانوش رحمتی از استقلال و لک چیرا و حمید شرفی از استیل آذین کارت زرد نشان داد.
هادی شکوری در دقیقه 118 وسیاوش اکبرپور در دقیقه 120 از استقلال با دریافت کارت قرمز اخراج شدند. 
 گفتنی است استیل آذین باید در مرحله یک چهارم به دیدار برنده دیدار ذوب آهن اصفهان و شاهین بوشهر برود.

ترکیب استیل آذین:
حمید نشاط جو، لک چیرا( از دقیقه 87 رضا نوروزی)، مهدی محمدی، کاظم برجلو، مهدی مهدوی کیا، علی کریمی، حامد کاویانپور، حمید شرفی، محمد غلامی، امیر شاپورزاده( از دقیقه 68 علیرضا نیکبخت واحدی)، حسین کعبی(از دقیقه 107 محمد رضا مهدوی)

ترکیب استقلال:
محمد محمدی، حنیف عمران زاده، پژمان منتظری، مهدی امیر آبادی( از دقیقه 69هاشم بیگ زاده)، هادی شکوری، خسرو حیدری، حسین کاظمی، کیانوش رحمتی( از دقیقه 66سید مهدی سید صالحی)، فابیو جان واریو( از دقیقه 109 امیر حسین صادقی)، سیاوش اکبرپور، فرهاد مجیدی

 

   


نظرات()   
شنبه 8 اسفند 1388  07:07 قبل از ظهر    ویرایش: - -
توسط: حسین
نوع مطلب: تصاویر ،مذهبی ،

#مجموعه کامل سخنرانی دکتر شریعتی#

زندگینامه 

دکتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دین بوده اند.... پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حکیم اسرار (حاج ملاهادی سبزواری) محسوب می شد

.


. پدرش استاد محمد تقی شریعتی (موسس کانون حقایق اسلامی که هدف آن «تجدید حیات اسلام و مسلمین» بود) و مادرش زهرا امینی زنی روستایی متواضع و حساس بود. علی حساسیتهای لطیف انسانی و اقتدار روحی و صلاحیت عقیده اش را از مادرش به ودیعه گرفته بود. علی به سال 1319 در سن هفت سالگی در دبستان ابن یمین، ثبت نام می کند، اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع کشور ـ تبعید رضا شاه و اشغال کشور توسط متفقین ـ خانواده اش را به ده می فرستد و پس از برقراری آرامش نسبی در مشهد علی و خانواده اش به مشهد باز می گردند. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در 16 سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانشسرای مقدماتی شد. در سال 31، اولین بازداشت علی که در واقع نخستین رویارویی مستقیم وی با حکومت و طرفداری همه جانبه او از حکومت ملی بود، واقع شد. در همین زمان یعنی 1331 وی که در سال آخر دانشسرا بود به پیشنهاد پدرش شروع به ترجمه کتاب ابوذر (نوشته عبدالحمید جوده السحار) می کند. در اواسط سال 1331 تحصیلات علی در دانشسرا تمام شد و پس از مدتی شروع به تدریس در مدرسه کاتب پور احمدآباد کرد. و همزمان به فعالیتهای سیاسیش ادامه داد. کتاب «مکتب واسطه» نیز در همین دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسیس دانشکده علوم و ادبیات انسانی مشهد وارد آن دانشکده شد. در دانشکده مسئول انجمن ادبی دانشجویان بود در همین سالهاست که آثاری از اخوان ثالث مانند کتاب ارغنون (1330) و کتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسید و او را سخت تحت تاثیر قرار داد. در این زمان فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی شریعتی در نهضت (جمعیتی که پس از کودتای 28 مرداد توسط جمعی از ملیون خراسان ایجاد شده که علی شریعتی یکی از اعضا آن جمعیت بود). آشنایی او با خانم پوران شریعت رضوی در دانشکده ادبیات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 می گردد. و پس از چند ماه زندگی مشترک به علت موافقت با بورسیه تحصیلی او در اوایل خرداد ماه 1338 برای ادامه تحصیل راهی فرانسه می شود. در طول دوران نحصیل در اروپا علاوه بر نهضت آزادیبخش الجزایر با دیگر نهضتهای ملی افریقا و آسیا، آشنایی پیدا کرد و به دنبال افشای شهادت پاتریس لومومبا در 1961 تظاهرات وسیعی از سوی سیاهپوستان در مقابل سفارت بلژیک در پاریس سازمان یافته بود که منجر به حمله پلیس و دستگیری عده زیادی از جمله دکتر علی شریعتی شد. دولت فرانسه که با بررسی وضع سیاسی او، تصمیم به اخراج وی گرفت اما با حمایت قاضی سوسیالیست دادگاه، مجبور می شود اجرای حکم را معوق گذارد. وی در سال 1963 با درجه دکتری یونیورسیته فارغ التحصیل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ایران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواک دستگیر شد.
پس از بازگشت از اروپا
پس از پنج سال تحصیل و آموختن و فعالیت سیاسی، در اروپا، بازگشت به فضای راکد و بسته جامعه ایران و آن هم تدریس در دبیرستان بسیار رنج آور بود، سال بعد (وی) پس از قبولی در امتحان به عنوان کارشناس کتب درسی به تهران منتقل می شود و با آقایان برقعی و باهنر و دکتر بهشتی که از مسئولین بررسی کتب دینی بودند، همکاری می کند. ترجمه کتاب «سلمان پاک» اثر پروفسور لوئی ماسینیون حاصل تلاش او در این دوره است. از سال 1345 او به استادیار رشته تاریخ در دانشکده مشهد استخدام می شود. موضوعات اساسی تدرس او را می توان به چند بخش تقسیم کرد: تاریخ ایران، تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدنهای غیر اسلامی. از همان آغاز روش تدریس، برخوردش با مقررات متداول در دانشکده و رفتارش با دانشجویان، او را از دیگر استادان متمایز می کرد. چاپ کتاب اسلام شناسی و موفقیت درسهای دکتر علی شریعتی در دانشکده مشهد و ایراد سخنرانیهای او در حسینیه ارشاد در تهران موجب شد که دانشکده های دیگر ایران از او تقاضای سخنرانی کنند این سخنرانیها از نیمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه این فعالیتها مسئولین دانشگاه را بر آن داشت که ارتباط او با دانشجویان را قطع کنند و به کلاسهای وی که در واقع به جلسات سیاسی ـ فرهنگی بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پی این کشمکشها و دستور شفاهی ساواک به دانشگاه مشهد کلاسهای درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطیل شد. از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنرانی های ضد رژیم، زندگی مخفی وی آغاز شد و پس از چند ماه زندگی مخفی درمهرماه سال 1352 خود را به ساواک معرفی کرد که تا 18 ماه او را در سلول انفرادی زندانی کردند؛ که نهایتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد می شود و بدین ترتیب مهمترین فصل زندگی اجتماعی و سیاسی وی خاتمه می یابد. در این دوران که مجبور به خانه نشینی بود؛ فرصت یافت تا به فرزندانش توجه بیشتری کند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از کشور فرصت یافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم کند. دکتر شریعتی نهایتا در روز 26 اردیبهشت سال 1356 از ایران، به مقصد بلژیک هجرت کرد و پس از اقامتی سه روزه در بروکسل عازم انگلستان شد و در منزل یکی از بستگان نزدیک همسر خود اقامت گزید و پس از گذشت یک ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشکوک درگذشت و با مشورت استاد محمد تقی شریعتی و کمک دوستان و یاران او از جمله شهید دکتر چمران و امام موسی صدر در جوار حرم مطهر حضرت زینب (س) در سوریه به خاک سپرده شد.

http://www.shh11.mihanblog.com/

   


نظرات()   
یکشنبه 2 اسفند 1388  09:25 بعد از ظهر    ویرایش: - -
توسط: حسین
نوع مطلب: ورزشی ،

فوتبال بدون شک جذاب ترین و پر طرفدارترین ورزش دنیا است . بیشتر مردم جهان در اندک مدت شیفته فوتبال می شوند . حتی کودک خردسال همین که توپ را می بیند ، به طرفش می دود و آن را با پا می زند . اکثر جوانان و بزرگسالان علاقه مند به فوتبال برای گذراندن اوقات فراغت خود ، به این بازی روی می آورند و یا چون دیگران پای تلویزیون و در میدان ها تماشا گر بازی فوتبال می شوند.بازی فوتبال پر هیجان و زیبا است و انسان را خیلی زود سرگرم می کند ، تا آن جا که در سال های اخیر شیوه های فوتبال نوین ، مردم جهان را بیش از بیش به خود مجذوب کرده است.
گفته می شود که کشور ما بیشترین طرفدار را در سطح
قاره آسیاداشته و دارد و از این جهت با کشورهای اروپا و دیگر کشورهای صاحب نام در فوتبال رقابت می کند اگر بخواهیم این رقابت به برتری بینجامد و فوتبال ما بیش از پیش رشد کند ، ناگزیر باید اشکالات کمی و کیفی آن را از راه آموزش بهتر و آموزش زود رس بر طرف کنیم .


دید کلی

در کشور ما ، مربیان تازه کار سخت شیفته دانش فوتبال جدید می باشند که می باید در راه افزایش دانش آنان هنوز هم بیشتر تلاش کنیم و نیز به آموزش زود رس فوتبال اهمیت بیشتری بدهیم.
برای دستیابی به این
هدف و رواج فوتبال در مدارس ابتدائی ، آموزش فوتبال جدید و تربیت مربیان زبده نیاز به برنامه ریزی های اصول و سرمایه گذاری های جدی دارد.
آموزش این ورزش که می باید از مدارس ابتدائی آغاز شود و در مراحل بعدی به
تکامل برسد ، عملا در مدارس ابتدائی و حتی راهنمائی به چشم نمی خورد. متاسفانه بازیکنان خردسال و نوجوان ، اصول ابتدائی این بازی را خیلی دیر و غالبا در سن جوانی در باشگاه یاد می گیرند که همزمان با رشد بدنی آنان نیست ، در حالی که اصول و تکنیک های بازی فوتبال می باید در دوران رشد کودک آموخته شود تا بعد ها این بازیکنان در نوجوانی با آگاهی و مهارت بیشتر بتوانند آن اصول و آموخته ها را زمین های بازی پیاده کنند .

تاریخچه فوتبال (History Soccer)

اگرچه اطلاعاتی در مورد ریشه ی اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه ی آن اطلاع داریم .
فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده است ولی گفته می شود که نوعی از آن قبل از
حضرت مسیح علیه‌السلام بازی می شد . در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در 2500 سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت . عکس های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیشکیروز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه است . فوتبال در سال 1894 از کشور برزیل شروع شد . این ورزش به وسیله ی چارلز میلر برزیلی که اجداد او انگلیسی بودند به مردم برزیل معرفی شد . در سال 1970 مسابقه ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد . هیچ کس تصور نمی کرد که 800 میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند . امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزشها می پردازند .
فوتبال مدرن از کشور انگلستان سرچشمه گرفته است . در ابتدا اختلافات عقیده ای بسیاری میان علاقمندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می شد . این مسئله در سال 1863 زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد . گروه دیگر انجمن راگبی را تاسیس کردند و بالاخره در سال 1871 این دو رشته ی ورزشی کاملا از یکدیگر جدا شدند . از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند .
فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بنیان گزاری شد .این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه ی اجرای مسابقات نظارت داشته باشد . قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی کند . در سال 1920 بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال 1930 اولین جام جهانی در کشور اروگوئه برگزار شد .

 

http://www.shh11.mihanblog.com/

 

   


نظرات()   
چهارشنبه 21 بهمن 1388  02:16 بعد از ظهر    ویرایش: چهارشنبه 21 بهمن 1388 09:33 بعد از ظهر
توسط: حسین
نوع مطلب: مقالات ،

اگرچه فرهنگ به تنهایی نمی تواند در اختلاف سطح طبقات تاثیر گذار باشد و هم فرهنگ بودن در کل قضیه بین فردی، خانوادگی مناسب است و نمی توان گفت که افراد از فرهنگ های مختلف نمی توانند با هم ازدواج کنند. اما هم فرهنگ بودن می تواند به موفقیت ازدواج کمک کند. 

 

ازدواج در روحیه انسان تاثیر بسیاری دارد و اگر ازدواج در چهارچوب درستی نباشد به جای اینکه آرامش دهنده باشد آرامش را در زندگی بر هم می زند بنابراین باید چهارچوب های اساسی انتخاب همسر را به خوبی بدانیم تا با انتخاب درست به نیازهای روانی خود پاسخ صحیح دهیم.

آنچه که در انتخاب همسر برای جوانان ضروری به نظر می رسد ، گزینه و معیار تشابه فرهنگی و سطح خانوادگی آنهاست که می تواند تاثیر زیادی بر بقاء و عمر یک زندگی مشترک داشته باشد.

به طور کلی فرد در بستر خانواده شکل می گیرد ، چهارچوب خانواده و آنچه که به عنوان شکل گیری شخصیت در خانواده وجود دارد از خانواده ای به خانواده دیگر فرق می کند. این بدان معنی است که هر خانواده بسته به زمینه فرهنگی و تربیتی که دارد در فرد تاثیر متفاوتی می گذارد و این نقش تربیتی در شکل گیری شخصیت مهم است.

 

فرهنگ هم که جزء لاینفک یک خانواده است و می تواند تاثیر بسزایی در روحیه و شخصیت فرد ایجاد کند و اینجاست که منطقه و محل زندگی، قوم و قبیله مجموعه ای از عقاید و باورها و آداب و رسوب، توقعات و انتظارات فرد و گروه است که در همه ی عرصه های زندگی جلوه و بروز پیدا می کند.

ازدواج

اگرچه فرهنگ به تنهایی نمی تواند در اختلاف سطح طبقات تاثیر گذار باشد و هم فرهنگ بودن در کل قضیه بین فردی، خانوادگی مناسب است اما نمی توان گفت که افراد از فرهنگ های مختلف نمی توانند با هم ازدواج کنند.

اما آنچه در این میان مهم است اینست که جوانان در انتخاب همسر باید هم سطح بودن فرهنگ و یا فرهنگ شبیه خودشان را در نظر بگیرند زیرا تشابه فرهنگی در ازدواج و در اجرای برگزاری مراسم و آداب و رسوم ها تاثیر گذار است.

 

علاوه بر برگزاری مراسم، در طول زندگی تفاوت های فرهنگی بیشتر نمایان می شود و اختلافات فرهنگی باعث درگیری و بحث در مورد مسائل زندگی می شود.

آنچه که در انتخاب همسر برای جوانان ضروری به نظر می رسد ، گزینه و معیار تشابه فرهنگی و سطح خانوادگی آنهاست که می تواند تاثیر زیادی بر بقاء و عمر یک زندگی مشترک داشته باشد.

 

یکی از عواملی که تاثیر بسیاری در متشنج کردن فضای خانواده دارد و باعث بروز بسیاری از درگیری ها و تلخی های زندگی است، اختلاف سلیقه و تفاوت علاقه هاست، به طوری که اگر زن و شوهر یادبگیرند در برخورد با این موضوع چه رفتاری پیش بگیرند بدون شک بسیاری از مشکلاتشان حل می شود و فضای خانوادگی مطلوبی خواهد داشت.

 

http://shh11.mihanblog.com/

   


نظرات()   

وبلاگ گردآوری مقالات

مقالات مختلف در مورد مسایل مختلف